أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

14

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

از فراخى سينه و تنگى آن يا عظم يا اطراف بدن يا دقت آن ديگر سرعت انفعال عضو از خارج كه از گرمى زود گرم شود و از سردى زود سرد مىگردد يا دير متاثر مىشود ديگر از خواب و بيدارى و كثرت و قلت هر كدام ديگر از دلائل فعلى كه افعال بدن اگر بر مجراى طبيعى باشد معتدل و الا غير معتدل باشد ديگر از فضول مندفعه از بدن و كيفيت آن ديگر از انفعالات نفس از ذكا و فهم و سرعت انتقال يا بلادت و سفاهت و عدم انتقال فصل چهارم در علامات امزجه معتدله كه از جيده مىباشد از وسط علامات عشره كه بجانب افراط و تفريط باشد فصل پنجم در علامت مزاجى كه از اعتدال لائق بافراط خارج شده باشد چنان كه تباين بسيار ميان امزجه اعضاى ايشان باشد فصل ششم در علامات امتلا خواه آن امتلا از جهت كثرت باشد كه آن را امتلاى اوعيه گويند يا از جهت كيفيت ردى باشد و آن را امتلاى قوت گويند فصل هفتم در علامات غلبه هر خلط هر خلط آن مثل غلبه خون يا صفرا يا بلغم يا سودا فصل هشتم در علامت وقوع سده بواسطه احتقان مواد در باطن اعضا و تمدد اعضا در موضع حدوث سده فصل نهم در علامت رياح كه حادث شود در اعضاى حساسه بسبب تمدد كه در ميان غشاى عضو عضو واقع شود چنان كه در عظم و ديگر اعضا فصل دهم در علامات حدوث اورام خواه در ظاهر و خواه در باطن اما در ظاهر بحسب حس و مشاهده و آنچه در باطن باشد اگر گرم بود دليل براى تبى باشد دائمى و ثقلى در موضع فصل يازدهم در علامت تفرق اتصال كه اگر در اعضا ظاهر شد بحس و مشاهده ظاهر گردد و آنچه در باطن باشد دليل بر ان وجع باشد و تب دائمى و برين قياس جمله اولى در نبض و در اينجا نوزده فصل باشد فصل اول كلام كلى باشد در نبض كه نبض حركتى باشد از اوعيه روح و اين حركت مركب باشد از دو حركت يكى حركت انبساط دوم حركت انقباض از براى دو غرض يكى جذب نسيم از براى ترويح روح حيوانى و دوم رد ابخره دخائيه و آن ده جنس است اول جنس مقدار در طول و عرض و عمق دوم جنس حركت سوم جنس سكون چهارم جنس قرع در قوت و ضعف پنجم جنس قوام در صلابه و لين ششم جنس مقدار در خلو و امتلا هفتم جنس ملمس هشتم جنس استوى و اختلاف نهم جنس نظام و غير نظام دهم جنس وزن اما جنس مقدار سه قسم باشد زياده در طول طويل و در عرض عريض و در سمك مشرف و در حركت سريع و بطى و معتدل و در سكون متفاوت و متواتر و معتدل و در قرع قوى و ضعيف و در قوام صلب و لين و مقدار آنچه در رگ باشد از خلو و امتلا و در ملمس حار و بارد اما فصل دوم در نبض مستوى و نبض مختلف و مختلف در نظام و غير نظام و جنس وزن در جيد الوزن و غير جيد و غير جيد در مجاوز الوزن و مباين الوزن و خارج الوزن و اين ده جنس باشد از مفردات نبض و آنچه مركب باشد و آن را هم چند قسم كرده‌اند مثل نبض عظيم و صغير و دقيق و معتدل و غليظ و دقيق و معتدل و نبض منشارى و موجى واقع اندر وسط و سطرقى و مسلى و غزالى فصل سوم در مركبات نبض چنان كه گفته شد از نملى و ذو القرعتين و متشنج و مرتعش و مستوى و متمد و فصل چهارم در اصناف نبض طبيعى فصل پنجم در اسباب انواع نبض از اسباب عامه ضروريه ذاتيه داخله در تقويم نبض و آن را سبب ماسكه گويند و آنچه داخل در قوام آن نباشد آن را لازمه گويند و آن را مغيره نيز گويند و اسباب ماسكه سه قسم باشد يكى قوت حيوانيه دوم جرم رگى كه متحرك باشد و سوم حاجت بترويج و اما اسباب لازمه جنسيت باشد و فصل و عادت و صنعت و ديگر اسباب فصل ششم در اسباب ماسكه وقتى كه آلت مطاوع باشد بسبب لينت و حاجت غالب بسبب زيادتى حرارت و قوت قوى باشد نبض عظيم گردد و اگر حاجت نباشد يا كم باشد يا آله مطاوع نباشد بواسطه صلابت و عدم رطوبت نبض صغير گردد و اما اسباب سرعت و بطوء و قوت و ضعف و لينت و صلابت و خلو و امتلا و حار و بارد و استوا و اختلاف و نظام و عدم نظام و جيد الوزن و خارج الوزن و غير جيد و امثال اينها فصل هفتم در اسباب نبض اجناس از ذكور و انوث و اسنان از شبان و اطفال و كهول و شيوخ فصل هشتم در نبض امزجه حاره و امزجه بارده و رطبه و يابسه فصل نهم در فصول اربعه از ربيع و صيف و خريف و شتا فصل دهم در نبض بلدان معتدله ربيعه فصل يازدهم در نبضى كه متناولات موجب آن شده باشد فصل دوازدهم موجبات نوم و يقظه فصل سيزدهم در نبض مرتاضين فصل چهاردهم در نبض مستحمين خواه كه استحمام به آب گرم باشد و خواه كه به آب سرد باشد فصل پانزدهم در نبض زنان حامله خواه بمذكر حامله باشند و خواه بمونث حامله باشند فصل شانزدهم در نبض اوجاع فصل هفدهم